X
تبلیغات
پاتوق هر چی ×دختر...پسر× ایرونی

پاتوق هر چی ×دختر...پسر× ایرونی

ّّنمی گیم بهترینیم اما میگیم که بهترین ها ما رو انتخاب میکنندّّ

توجه توجه توجه توجه توجه توجه

بااجازه ی مدیر محترم وب 

من یه وب کلکل دختر پسر راه انداختم

هرکی مایله بیاد به این ادرس

bodokalkal.blogfa.com

منتظرتان هستم

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 تیر1389ساعت 22:21  توسط Hamidreza  | 

داستان...

سلام

این داستان قشنگو که میبینیید یه فیلمه منم به صورت داستان واستون نوشتم.

..

..

..

پسر در حال عکس گرفتن از مناظر بود همون لحظه ای که اومد عکس بگیره به یکباره دختره از جلوش رد میشه و عکس دختره در حال نگاه کردن به دوربین توسط پسره گرفته میشه وهمون لحظه کارت مغازش از تو جیبش میافته.دختر میره و پسر کارت دخترو بر میداره میره سلمونی دختره. وقتی پسر موهاشو کوتاه کرد قبل از رفتن ادرسشو به دختره میده و بهش میگه بیا اون عکسی گرفتم رو بهت بدم.

فردا دختر میره و عکسشو میگیره و اون لحظه است که پسر ابراز علاقه میکنه و دختر هم با جواب مثبت خنده روبه لب های پسر میاره.

گذشت و گذشت تا این که دختر رفت خونه پسر تا عکساشو بگیره.پسر بهش گفت بطری نوشابه ای {که داخل اون محلول ظاهر کننده} رو از روی کمد من بیار. دختر میره تا اون محلول رو بیاره اما در محلول باز بود و دختر هم کمی قد کوتاه و دستش به خوبی به بطری نرسید و بطری افتاد و محلول موجود در اون روی چشم های دختر ریخت و چشم های دختر کور شد.

پسر میره بیمارستان پیش دختره. دختر اسرار میکنه که پسر اونو فراموش کنه.پسر قبول میکنه و میره

روز بعد به دختر خبر دادن که یکی میخواد چشماشو بهت بده دختر بدون این که فکر کنه اون طرف ممکنه پسره باشه خوشحال و خندان به اتاق عمل میره

بعد از عمل چشم های دختر خوب میشه و پسر هم که چشماشو به دختر داده بود از بیمارستان مرخص شد و هر روز صبح میرفت به همون جایی که اولین عکسو از دختر گرفت و به دختر فکر میکرد.

تا این که دختر دوباره از اون جا عبور کرد و پسرو شناخت رفت کنار پسر و گفت که تو عاشق من نبودی منو دوست نداشتی و ...

پسر هم سرشو خم کرده بود و به حرف های دختر گوش میداد تا این که دختر گفت توی چشمام نگاه کن و بگو چرا حتی 1 روز صبر نکردی که شاید من خوب بشم.چرا چرا...

پسر عینکش را برداشت و گفت هیچ چیز ندارم که بگم فقط میتونم بگم دوستت دارم .دختر با دیدن چشم های پسر جوری شد که انگار دنیا رو سرش خراب شد روشو برگردوند و شروع به گریه کرد ولی وقتی برگشت جز یه دوربین و همون عکس اولی از خودش چیزی ندید

اره پسر رفته بود واسه همیشه... واسه همیشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 تیر1389ساعت 22:19  توسط Hamidreza  | 

تصویری از شنای زن و شوهر مذهبی در عربستان


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 تیر1389ساعت 16:16  توسط Hamidreza  | 

خلاقیت انسان پایانی ندارد

 

خلاقیت انسان پایانی ندارد (عکس) www.TAFRIHI.com

خلاقیت انسان پایانی ندارد (عکس) www.TAFRIHI.com

خلاقیت انسان پایانی ندارد (عکس) www.TAFRIHI.com

خلاقیت انسان پایانی ندارد (عکس) www.TAFRIHI.com

خلاقیت انسان پایانی ندارد (عکس) www.TAFRIHI.com

بقیه عکسها در ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 تیر1389ساعت 14:56  توسط Hamidreza  | 

...

میان بغض و ستاره، میان وحشت و عشق

تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای....

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 تیر1389ساعت 14:23  توسط Hamidreza  | 

Andy - Baradareh Hamzaban (ft Ehsan & Rostam

آهنگ جدید و زیبای اندی به همراه احسان و رستم به نام برادر هم زبان ... با 3 کیفیت متفاوت...





Mp3 - 256

Baradareh Hamzaban

Mp3 - 128

Baradareh Hamzaban

Ogg

Baradareh Hamzaban


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید


+ نوشته شده در  دوشنبه 21 تیر1389ساعت 13:30  توسط Hamidreza  | 

چرا حلقه ازدواج در انگشت چهارم قرار می‌گیرد؟!

۱. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
۲. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید
۳. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.

. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید.انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند. به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
۵. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
۶. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
۷. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهای عاشق هستند که برای تمام عمر با هم می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند. انگشت شصت نشانه والدین است. انگشت دوم خواهر و برادر. انگشت وسط خود شما. انگشت چهارم همسر شما و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 تیر1389ساعت 22:44  توسط Hamidreza  | 

زندگی اجباریست...

زندگی اجباریست

به سراغ من اگر مي آييد،نرم و آهسته بياييد،
 
مبادا که ترک بردارد، چيني نازک تنهايي من!

بهترين چيز رسيدن به نگاهي است که از حادثه ي عشق تر است!

مانده تا برف زمين آب شود،زير برف است تمناي شنا کردن کاغذ در باد!

شايد آن روز که سهراب نوشت:
 
تاشقايق هست زندگي بايد کرد،

خبري از دل پر درد گل ياس نداشت.

بايد اينطور نوشت:

هرگلي هم باشيم،چه شقايق،چه گل پيچک وياس،

«زندگي اجباري است.»
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 تیر1389ساعت 18:56  توسط Hamidreza  | 

Majid Kharatha - Age Mikhay Beri Boro

آهنگ جدید و بسیار زیبای مجید خراطها به نام اگه میخوای بری برو با 3 کیفیت متفاوت . . .



(اين آهنگ جزو آهنگ هاي قديمي مجید ميباشد كه تاكنون پخش نشده بود)



گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 تیر1389ساعت 16:0  توسط Hamidreza  | 

25Band - Az Man Nagzar

آهنگ جدید و بسیار زیبا و احساسی 25 باند ( تامین و عادل ) به نام  از من نگذر با 3 کیفیت متفاوت . . .




 

گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید


+ نوشته شده در  یکشنبه 20 تیر1389ساعت 15:45  توسط Hamidreza  | 

عکسهای عروسی کاکا و کارولین همسرش

 

عکسهاي عروسي کاکا و کارولين

عکسهاي عروسي کاکا و کارولين

عکسهاي عروسي کاکا و کارولين

عکسهاي عروسي کاکا و کارولين


عکسهاي عروسي کاکا و کارولين

عکسهاي عروسي کاکا و کارولين


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 تیر1389ساعت 14:41  توسط Hamidreza  | 

بیا بینم کجا میخوای بری؟؟؟؟؟؟؟

اول این جاده بزارنت دوست داری آخر ش به کجا یا به کی برسی؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 تیر1389ساعت 14:40  توسط Hamidreza  | 

بیوگرافی علی اصحابی

بیوگرافی علی اصحابی

علي اصحابي

متولد شهریور ۱۳۶۰ در دامغان 

فرزند ۶ خانواده از ۷ فرزند میباشد

۳ برادر و۳خواهر دارد

هادي اصحابي برادر او می باشد

ساکن تهران جنت اباد شمالی
(ایران پارس)

علی اصحابی موسیقی را به طور رسمی از سال ۷۹ شروع کرد

به مدت ۵ سال افتخار شاگردي بزرگانی چون

حمید پناهی ـ استاد صادقیانی و محمد نوری را داشته است

در اوایل سال ۸۵ با اهنگ اگه عشق منی خود را مطرح کرد

و در شهریور ۸۵ با البوم لاف عاشقي خود را به یکی از ستاره های موسیقی پاپ تبدیل کرد

 

100 سوال خصوصی

پاسخهای علی اصحابی  به ۱۰۰سوال

 ( زمان گردآوری - آبان ۸۶ )

۱-تاریخ دقیق و محل تولد: شهریور۱۳۶۰در دامغان                

۲-ویژگی ماه تولد: مغرور بودن                                

۳-همسر:  ندارم                                           

۴-پدر(سن-شغل):  ۶۱ قاضی دیوان عالی کشور            

۵-مادر(سن وشغل): ۵۵ خانه دار

۶-شغل دوم: آهنگسازي

۷-ساکن محله: جنت آباد 

۸خواهر: ۳

۹-برادر: ۴

۱۰-تحصیلات: دانشجوی رشته موسیقی

۱۱-معروفترین فرد خاندان: هادی اصحابی

۱۲-بهترین وبدترین درس دوران تحصیل: فارسی/ریاضی

۱۳-بهترین معلمت: خانم بقايي 

۱۴-تسلط به زبان خارجی: خوب

۱۵-قهرمان دوران کودکی: حضور ذهن ندارم

۱۶-صداقت: عالی

۱۷-ایمان: عالی

۱۸-بارزترین ویژگی اخلاقی: با توافق من و خود علی شد

 با معرفت که خدایی ته معرفته

۱۹-عصبانی: زیاد

۲۰-عاشق شدی: یه بار ..ای کاش نمیشدم

۲۱-تیکه کلام: ردیفه...با حالت تعجب

۲۲-نقطه ضعف: گریه اطرافیان

۲۳-بزرگترین ضربه زندگی: کسی که لاف عاشقي رو براش خوندم

۲۴-اهل خرافات: تا حدودی کم

۲۵-اولین باری که خوندی: قرآن در یک حسینیه

۲۶-خواننده محبوب: معین-فریدون اسرایی

۲۷-گروه موسیقی محبوب: متالیکا

۲۸-هنر پیشه مرد: پرویزپرستویی-انتونیو باندراس

۲۹-هنرپیشه زن: هديه تهراني 

۳۰-فیلم سینمایی: اژانس شیشه ای

۳۱-برنامه تلویزیونی: نمی بینم

۳۲-محبوب ترین ترانه: جدایی-کار جدید معین

۳۳-موزیک ویدیو: متالیکا-nothing else mather

۳۴-نویسنده: جبران خليل جبران 

۳۵-کتاب محبوب: اقای میک واقای مول

۳۶-شاعر: امیر ارجعینی

۳۷-ترانه سرا: امیر ارجعینی

۳۸-اهنگساز: شادمهر 

۳۹-مجری تلویزیونی: نمیبینم

۴۰-تنظیم کننده: الياس شيرزاد 

۴۱-کارگردان: مسعود کیمیایی

۴۲-ورزشکار: هادی ساعی

۴۳-فیلم خارجی : تپه ها چشم دارند- the hills have eyes

۴۴-فوتبالیست: علی کریمی

۴۵-تیم فوتبال باشگاهی: پرسپوليس 

۴۶-شخصیت کارتونی: زبل خان 

۴۷-کمدین: چارلی چابین

۴۸- اتومبیلی که داری و اتوموبیل محبوب:206/bmw

۴۹-گل: رز

۵۰-خجالتی: زیاد

۵۱-پر طرفدار ترین ترانه ات: فكر مي كنم جهنم 

۵۲-تاریخ اولین کنسرت ات: ۱۰/۱۰/۸۵

۵۳-تعداد کنسرت ها: ۱۶

۵۴-شاخص ترین تماشاگر کنسرت ات: محسن رجب پور-غلام علم شاهی-احسان غیبی

۵۵-بهترین دوران زندگی ات: ۱۸تا۲۲سال وروزی که البوم لاف عاشقی تکمیل شد

۵۶-بهترین خوابی که دیدی: خواب دیدم البوم اولم جواز گرفته

۵۷-امیر عباس اکبری: پسر باحال ودوست بسیار خوبم

۵۸-بهترین هدیه ای که تا به حال گرفتی: اهنگ خیسی چشات

۵۹-بزرگترین راز زندگی ات: نمیتوانم بگم

۶۰-هنری که هنوز رو نکردی: رانندگي

۶۱-سفر به کره ماه: از محالات

۶۲-تعطیلات اخر هفته: گردش

۶۳-کشور وشهر محبوب: ایران/ دامغان

۶۴-به کدام کشورها سفر کردی: دوبي و مجارستان

۶۵-مرد شماره یک جهان: بیل گیتس

۶۶-نابغه تاریخ موسیقی: جواد معروفی

۶۷-بهترین دوستت: الیاس شیرزاد-احسان غيبي

۶۸-بهترین دوست غیر موسیقی ات: امیر عباس اکبری-ابوالفضل سبحانی

۶۹-مدیر برنامه ات: شرکت ايران گام 

۷۰-اهل تیپ ومد هستی: بله جدیدا" شدم

۷۱-لباس مارک دار محبوب: زارا--zara

۷۲-عطر: بولگاری

۷۳-بدترین دوستت: حمید

۷۴-بدترین روز زندگی: ۲۷  ابان ۸۶

۷۵-سایت یا وبلاگ: ندارم

۷۶-بذترین ترانه ای که شنیدی: کفتر کاکل پسر(با خنده)

۷۷-بدترین خوابی که دیدی: خواب دیدم تصادف کردم مردم

۷۸-بازیگری در سینما: دوست دارم 

۷۹-اگر فیلم ساز بودی در موردچی می ساختی: مشکلات موسیقی ایران

۸۰-موسیقی سنتی: علاقه دارم

۸۱-موسیقی راک وپاپ: دوست دارم

۸۲-پینک فلوید: استاد سبک راک

۸۳-بیتل ها: چیزی نمیدونم

۸۴-متالیکا: خیلی دوست دارم

۸۵-شادمهر عقیلی: واقعا"عالی

۸۶-ناصر عبداللهی: خدا بیامرزش..کاراشون عالی بود

۸۷-علم بهتر است یا ثروت: هر دو 

۸۸-نام اخرین ترانه زندگی ات: خداحافظ ترانه

۸۹-مطالعه روزانه: ۱الی۲ساعت

۹۰-خواب: زیاد میخوابم

۹۱-سیگار: نمی کشم

۹۲-حیوان: درندگان را دوست دارم

۹۳-بدترین استعدادت: رقصيدن 

۹۴-بدترین تصمیم زندگی ات: ازدواج

۹۵-الياس شيرزاد: استاد بنده هستند

۹۶-احسان غیبی: از دوستان خوبم

۹۷-ولنتاین: سوژه غیر تکراری

۹۸-بدترین فیلمی که دیدی: پارک وی

۹۹-قول البوم جدید: مهر ماه۸۸

۱۰۰-مرگ: حق است

+ نوشته شده در  شنبه 19 تیر1389ساعت 19:59  توسط Hamidreza  | 

عکسهای David villa (بازیکن اسپانیا)

 


 

+ نوشته شده در  شنبه 19 تیر1389ساعت 16:40  توسط Hamidreza  | 

Homayoun & Mozhgan Shajaryan - Sedaye To Ra Doost Daram

قطعه جديد و بسيار زيباي همايون و مژگان شجريان با نام صداي تورا دوست دارم ... با 2 كيفيت متفاوت...


( هديه مژگان و همايون شجريان به پدر )



Mp3 - 128

 Sedaye To Ra Doost Daram

Ogg

 Sedaye To Ra Doost Daram


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 تیر1389ساعت 19:3  توسط Hamidreza  | 

20 راه براي تحريك جنسي زنان

دوست دارم همین ابتدا این توضیح را بدهم که مردان همیشه در روابطشان با جنس مخالف دنبال ارضاء حس قدرت جویی خودشان هستند و این به لحاظ تاریخی و اجتماعی اثبات شده است که مردان بنا به ساختار فیزیولوژیکی شان موجوداتی خشن هستند، اما زنان برعکس بنا به ساختار روانی، فیزیولوژیک و فکریشان موجوداتی هستند که نیاز به تامین امنیت و احساس آرامش هستند، لذا 20 تحریک کننده جنسی زیر عمدتا در همین راستا عمل میکنند و با دادن احساس امنیتی پایدار موجب این میشوند که زن از حالت تدافعی در رابطه جنسی بیرون بی آید و به نقطه ای برسد که مطلوب اکثر مردان تلقی میشود و این همان جایی است که هم مرد با احساس فرمانفرمایی رابطه جنسیی به لذت جنسی میرسد و هم زن با احساس امنیت در رابطه جنسی به اوج نقطه لذت جنسی اش نزدیک می شود.

این مثال را هم قبل از خواندن مقاله بشنوید که استاد بزرگ روانشناسی میگفته اند که : « در خانه باید مرد پادشاه و زن نخست وزیر باشد » البته از نوع انگلیسیش ( یه وقت فکر نکنید من انگلیسیم، منظورم اینه که مرد باید حس فرمانفرمایی اش تامین شود )، اگر رابطه این گونه باشد و بر اساس درک و تامین نیازهای متقابل باشد می شود به پایداری و محکم بودن آن مطمئن بود. ( برای درک درست این جمله، مقاله سرد کننده های جنسی مردان را بخوانید تا خدای ناکرده تلقی استبدادی از این جمله نداشته باشید . )

برای رسیدن به درکی متقابل از نیازهای جنس مخالفتان میتوانید ادامه مقاله را مطالعه فرمایید.

20 تحریک کننده جنسی زنان :

این مردان تحریک کننده، زنان را از موجوداتی ترسو و متنفر از رابطه جنسی به قهرمانان داستانهای عشقی تبدیل میکنند، آیا دوست دارید همسرتان را به یکی از این قهرمانان تبدیل کنید ؟ اگه دوست دارید سعی کنید جزء این 20 مرد باشید تا ببینید که هیچ زنی توان رد کردن و پس زدن جنسی شما را ندارد !!!

1- مردهایی که به آرامی و با ملایمت عشق ورزی میکنند ( آقایونی که به سرعت میروند سراغ شورت خانمشان و عمل دخول را شروع میکنند و فوری و باعجله میخواهند کار را تمام کنند به این نکته دقت کنند که اگر شعله های جنسی خانمشان را به آرامی روشن کنند این شعله ها تا مدت بیشتری روشن خواهند ماند. )

2- مردهایی که در بستر نیز با همسرشان صحبت میکنند ( آقایونی که نمیخواهند احساساتشان را با کلمات عاشقانه در حین رابطه جنسی بیان کنند، به این نکته دقت کنند که بیان احساسات عاشقانه در قبل، هنگام و بعد از رابطه جنسی به زن احساس محبوبیت و امنیت میدهد، احساسی که همسرتان را به وزیری محبوب در دربار شما تبدیل خواهد کرد. )

3- مردهایی که در بوسیدن مهارت دارند ( هر بوسه عاشقانه که بر لبان همسرتان میزنید میتواند به مانند پیامی پرقدرت بر قلب همسرتان فرود می آید و اورا شعله ور سازد، این جمله را هرگز فراموش نکنید! )

4- مردهایی که با چشمان خود به همسرشان نشان میدهند اورا دوست دارند و به او عشق می ورزند ( این را بدانید که ارتباط چشمی بین دو نفر نیرومند ترین و موثرترین ارتباطات است که پیامدش فعال شدن چرخه های دیگر بدن هر دو طرف است، پس با نگاهی عاشقانه به همسرتان احساس محبوبیت بدهید و از مزایای این ارتباط لذت ببرید. )

5- مردهایی که لباس های همسرشان را به آرامی در می آوردند ( قابل توجه آقایونی که تا شهوتی میشوند فوری و با عجله شروع میکنند به کندن لباسهای خانمشون و حتی گاهی تمایل دارن که معشوقشون لخت کرده روی تخت آماده و منتظر خوابیده باشه ! رفقا این را برای بار آخر میگوم، زنان در پروسه جنسی شان نیاز به آمادگی دارند و این کار میتواند یکی از آمادگیهای لازم را به آنها بدهد . )

6- مردهایی که در تحریک کردن همسرشان به وسیله لمس کردن مهارت دارند ( زنها در پروسه آمادگی برای رابطه جنسی نیاز دارند که با نوازش و لمس آرام، آماده دخول و عملیات جنسی شوند، این نکته را هم به داشته هایتان اضافه کنید. )

7- مردهایی که با موهای همسرشان بازی میکنند ( فکر نمیکنم هیچ زنی در دنیا وجود داشته باشد که درهنگام معاشقه از چنگ زدن دستهای معشوقش در موهای سرش لذت نبرد ! )

8- مردهایی که از معاشقه رابطه جنسیی با همسرشان لذت میبرند ( خیلی ساده است هنگامی که معاشقه بکنید و احساساتتان را به بیرون تراوش کنید این خود مهمترین جذب کننده برای همسرتان است. )

9- مردهایی که عشق خود را در بیرون از اتاق خواب نیز به همسرشان نشان می دهند و او را به احساس و باور محبوبیت وادار می کنند ( یک «دوستت دارم» ، یک شاخه گل ، یک اس ام اس عاشقانه و یک تک زنگ نیم روزی که به همسرتان احساس محبوبیت بدهد ، میتواند در شب هنگام به طوفانی عشقی تبدیل شود، باور نمیکنید، فردا صبح امتحان کنید ! )

10- مردانی که می دانند چگونه بدن زنانه و موئث همسرشان را ارضاء کنند.

11- مردهایی که میدانند چگونه همسرشان را به لحاظ جنسی فریبا و دلنشین کنند.

12- مردهایی که پیش از عشق ورزی خود را به لحاظ فیزیکی و جسمانی آماده میکنند. ( کارهایی ماننده خوشبو کردن دهان، ازاله موهای زائد، عطر زدن و دوش گرفتن و … میتوانند برای آماده کردن جسمی شما موثر باشند. )

13- مردهایی که به همسرشان احساس زیبا بودن می دهند. (اینجا یک راز را بهتون میگم ، هنگامی که یک زن احساس بکند که برای شما زیبا است ، مثله توپ میترکه ! ازمن گفتن )

14- مردهایی که از ماساژ دادن به همسر خود لذت میبرند. ( زبان عشق لمس کردن است، دستهای شما زایده هایی فیزیکی نیستند بلکه فرستده هایی قوی اند که نیروی جنسی شما را منتقل میکنند، با نوازشی عاشقانه معنای واقعی این جمله را درک کنید. )

15- مردهایی که عاشق در آغوش گرفتن همسرشان هستند.

16- مردهایی که دستهای همسر خود را در دست میگیرند و آن را نوازش میکنند.

17- مردهایی که پس از گذشت سالیان همچنان مانند روزهای اول آشنایی شان با همسر خود رفتار میکنند. ( آهان این نکته ماله کهنه کاراست، رفقا با تجربه دقت کنند که اگه اجازه ندهید همسرتان برایتان عادی شود و نگاهتان همان نگاه اول باشد، این طوفان عشقی تبدیل به امواجی پایدار خواهد شد که ضامن پایداری رابطه تان در تمام زندگی باقی مانده خواهد شد. )

18- مردهایی که به همسرشان نشان میدهند که او تنها زن زندگی آنهاست و به او احساس و باور «خاص بودن» میدهند.

19- مردهایی که همسرشان را دوست دارند و به او عشق میورزند.

20- مردهایی که چنین باور دارند عشق همسرشان تحمل تمامی سختی های زندگی را برای آنها سهل و آسان و حتی ارزشمند میکند


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 تیر1389ساعت 18:23  توسط Hamidreza  | 

عکس هاس نانسی قبل و بعد از عمل.......

عکس های نانسی عجرم قبل وبعد از عمل
عکس های نانسی عجرم قبل وبعد از عمل

عکس های نانسی عجرم قبل وبعد از عمل
عکس های نانسی عجرم قبل وبعد از عمل
بععععععععععععععععععععععععععععععععععد از عممممممممممممممممممممممممممممل

عکس های نانسی عجرم قبل وبعد از عمل
عکس های نانسی عجرم قبل وبعد از عمل


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 تیر1389ساعت 18:15  توسط Hamidreza  | 

عشق

 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش .

خوب بچه هااین آخرین آپ منه . بخدا وقت نمیکنم بیام شرمنده از همتون ممنونم خصوصا ازصادق جون که خیلی به ما لطف داره خداحافظ تهران پاتوق البته به عنوان نویسنده بهتون سر میزنم نظرم میذارم. 

+ نوشته شده در  جمعه 18 تیر1389ساعت 14:21  توسط Hamidreza  | 

عکسهایی از بی ام و x6 پلاک شده در تهران

emad-pcars-1
emad-pcars-2
emad-pcars-3
emad-pcars-4
emad-pcars-5
emad-pcars-6
emad-pcars-7 


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 تیر1389ساعت 13:58  توسط Hamidreza  | 

عکس : جذابترین زن دنیا این زن انتخاب شده

عکس : جذابترین زن دنیا این زن انتخاب شده

کانال سرگرمی E! لیست جذاب‌ترین زنان دنیا را اعلام کرد. در این لیست کارولینا کرکوف، مانکن مشهور به عنوان جذابترین زن دنیا انتخاب شد. در این نظر سنجی آنجلینا جولی و اسکارلت جانسون، بازیگران مشهور هالیوود و جذابترین زنان در دورهای قبلی، جای خود را به کرکوف دادند.

کرکوف مانکن اهل چکوسلواکی است که مجله فوربز او را به عنوان یکی از پردرآمدترین مانکن‌‌های دنیا رتبه‌بندی کرده است.

به نقل از خبرگزاری رویترز، دومین جایگاه این لیست به بار رافائلی، سوپرمدل اسرائیلی ودوست دختر لئوناردو دی‌کاپریو ، اختصاص یافت. آنجلینا جولی فریبنده ترین زن معاصر که اخیرا فرزندان دوقلوی خود را به دنیا آورده است، در جایگاه سوم لیست جذابترین زنان دنیا قرار گرفت.


لیست 10 زن جذاب دنیا به ترتیب به شرح زیر است:


1-کارولینا کرکوف

f4397o.jpg

2-بار رافائلی
3-آنجلینا جولی
4-ژیسل بوندچن
5-اسکارلت جانسون
6-آدریانا لیما
7-هایدی کلوم
8-پنلوپه کروز
9-مانوئلا آرکوری
10-شکیرا


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 تیر1389ساعت 13:25  توسط Hamidreza  | 

گزارشی خواندنی از رفاقت و دوستی شیلا خداداد و نیوشا ضیغمی!

زمانی كه او در سینما مطرح شده بود، من آمریكا بودم، جالب اینكه مادرم به من زنگ زد و گفت: شیلا! یك دختر خانمی اومده، تو سینما جاتو گرفته ...
 
 
زمانی كه او در سینما مطرح شده بود، من آمریكا بودم، جالب اینكه مادرم به من زنگ زد و گفت: شیلا! یك دختر خانمی اومده، تو سینما جاتو گرفته ...
 
نمیدانیم چرا میگویند، در دنیای هنر به ویژه سینما، اهالی این حرفه با یكدیگر خوب نیستند، پاسخ دادن به این پرسش از عهده ما خارج است، به هرحال بارها دیده شده كه اهالی هنر به یكدیگر میتازند، اما این مسئله همه گیر نیست، همه گیر از آن جهت كه به طور كلی بگویم، تمامی اهالی این حرفه اینگونه اند، هستند افرادی كه با یكدیگر دوستی بسیار عمیقی دارند و در غم و شادیهای یكدیگر شریكند و سعی میكنند در موقعیت های مختلف یار یكدیگر و پشتیبان هم باشند درست مثل دو هنرپیشه خوب كشورمان، خانمها؛ شیلا خداداد و نیوشا ضیغمی...
دوستی عمیق این دو باعث شد كه با آنها در این زمینه، گفتگویی داشته باشیم،قرارمان؛ جمعه بیست ویك ماه مبارك رمضان در دفتر كار نیوشا ضیغمی پس از افطار در خیابان ظفر تهران بود. آنها برای ما و شما از رفاقتشان گفتند و از تفاوت رقابت با حسادت سخن به میان آوردند، جا دارد از دوستان خوبمان، سهیل سلیمانی كه مدیر برنامههای نیوشا ضیغمی است و همچنین از دوست خوبمان؛ امیرحسین بزرگ زادگان كه با فلاشهای دوربین خود تصاویر زیبایی از این رفاقت را به تصویر كشید،تشكر كنیم.
 جا دارد از بابك مانی و سركار خانم عبدالكریمی كه در دفتر عكاسی بابك مانی، از دو هنرمند خوب كشورمان پذیرایی كردند، بویژه از بابك عزیز كه مثل همیشه با فلاشهای دوربین خود، تصاویر زیبایی را خلق كرد، تشكر به عمل آوریم.

دوستیها

نیوشا ضیغمی میگوید: قبلا من و شیلا خداداد همدیگر را میشناختیم، اما دوستیمان از زمان فیلمبرداری اخراجیهای 2 آغاز شد، تصویربرداریمان داخل هواپیما با هم بود، شیلا خداداد هم حرفهای ضیغمی را تصدیق می‌کند..
نیوشا در ادامه میگوید: شیلا از من قدیمیتر است، زمانی كه او در حال بازی در سریال پرطرفدار «مسافری از هند» بود، من دوره های كلاسهای بازیگری را میگذراندم و پایان سال 82، اولین كارم را آغاز كردم. آن زمان كه كارهای شیلا را نگاه میكردم، از بازی او خیلی خوشم میآمد و كارهایش را دنبال می‌كردم، تا اینكه رسید به بازی من در فیلم تردست... سر فیلمبرداری كه بودیم. شالهایی كه من میپوشیدم و مد شده بود،(در واقع مدل هندی بود)... گاهی اوقات مرا در خیابان با شیلا اشتباه میگرفتند به هر حال همان زمان از ظاهر شیلا حدس میزدم كه او باید مهربان باشد و در نهایت با هم دوست شدیم.

مادرم گفت: نیوشا جایت را گرفته!
شیلا خداداد میگوید: وقتی سركار نیستیم، همدیگر را بیشتر میبینیم، اما وقتی هر دویمان سركار هستیم كمتر همدیگر را میبینیم، اگر روزی هم، یكدیگر را نبینیم، با تلفن با یكدیگر در تماس هستیم. اما آنچه كه برایم جالب است، اینكه رابطه مون سینمایی نیست و دو دوست واقعی و محرم اسرار یكدیگر هستیم...
شیلا میگوید: اولین كاری كه از نیوشا دیده بودم، فیلم قرنطینه بود... زمانی كه او در سینما مطرح شده بود، من آمریكا بودم، جالب اینكه مادرم به من زنگ زد و گفت: شیلا! یك دختر خانمی اومده، تو سینما جاتو گرفته (هر دو میخندند) شبیه همدیگر هستید... من هم فیلمش را گرفتم و دیدم...
نیوشا می گوید: اصولا آدمی نیستم كه زیاد دوست و رفیق داشته باشم و تعداد دوستانم بسیار محدود هستند. اما طی این چند وقتی كه با هم صمیمی شدیم بسیار با یكدیگر راحت هستیم. چند روز پیش به اتفاق جایی بودیم كه سر میز شام یكی از دوستان گفت: اگر من این صحنه را نمیدیدم، باور نمیكردم كه شما با هم آنقدر صمیمی هستید. چرا كه خیلی ها فكر میكنند شما با هم رقیب هستید... درست است كه ما شاید در كار با هم رقیب باشیم، اما رقابت چیز شیرینی است، آنجا تلخ میشود كه این حس رقابت به حسادت تبدیل شود. در واقع این رقابت است كه باعث می‌شود، آدمها برای پیشرفت انگیزه پیدا كنند. آن دوست از ما پرسید: اگر كاری به هر دوی شما پیشنهاد شود، به شرطی كه یكی به جای دیگری كنار برود، آیا راضی هستید، كه ما هر دو گفتیم: بله.
خداداد میگوید: احساسمان این است كه رفاقت ما ارزش بیشتری دارد، نیوشا میگوید: دقیقا همینطور است، تواناییهای هر كداممان مشخص است و در سینمای ما هم جای كار زیاد است، این پروژه نشد، پروژه بعدی ارزش این را دارد كه به خاطر بازی در یك فیلم یا سریال، رفاقتمان رنگ ببازند. ما دو تا دوستیم كه در شادی و ناراحتی همیشه با هم هستیم و غم و شادی را با هم تقسیم میكنیم.
 شیلا میگوید: زمانی كه با هم بیرون هستیم، اصلا فكر نمی‌كنیم كه بازیگریم، بلكه دوتا دوست صمیمی هستیم كه مثلا می‌خواهیم یك شب را در رستوران در كنار یكدیگر شام بخوریم. مثل ارتباط دخترخاله، دختر عمه و... من و نیوشا به یكدیگر اعتماد داریم و از ریز مسائل یكدیگر باخبریم، راستش را بخواهید من تا حالا در سینما دوست صمیمی نداشتم و از این بابت خیلی خوشحالم...

ارتباط سینمایی‌ها

خداداد می‌گوید: اینكه می‌گویند سینماییها ارتباط خوبی با هم ندارند، را قبول ندارم، آنها اتفاقا با هم رابطه بسیار خوبی دارند، اما این دلیل نمی‌شود كه همه شان با هم صمیمی باشند. حكایت این است كه بعضی از دوستان سینمایی با هم رفت و آمد زیادی دارند، یكسری هم رفت و آمد نمی‌كنند، مثل من كه در نهایت نیوشا را پیدا كردم!
از آنان می‌پرسیم: پس اینكه می‌گویند این اهالی به هم حسادت می‌كنند، درست نیست؛ كه هر دویشان این مسئله را نفی می‌كنند، نیوشا ادامه بحث را می‌گیرد: «یكسری روابط در كار تعریف می‌شود، مثلا شما یك همكار دارید كه 20 سال با هم در محیط كار صمیمی هستید، اما این دلیل نمی‌شود كه در بیرون محیط كار هم این صمیمیت را داشته باشید، صمیمیت، فاكتورهایی دارد كه مهمترین عامل آن، حس درونی مشترك بین دو نفر است. به نظر من دوستی واقعی كار سختی است. ممكن است شما بگویید من صد تا دوست دارم، اما زمانی كه گیر میافتید، آن وقت است كه متوجه می‌شوید دوستان واقعیتان چه كسانی هستند، شاید از آن صد نفر، یكی به دادتان برسد.»
نیوشا مسیر بحث را كمی تغییر می‌دهد؛ «شما یك مجتمع مسكونی را در نظر بگیرید كه عده ای از همكاران یك شركت در آن سكونت دارند، كاملا برایتان مشخص خواهد شد كه آنان چقدر مسائل حاشیه ای دارند، اصولا وقتی مسائل كاری با مسائل شخصی آمیخته می‌شود، ناخودآگاه، حاشیه هم وارد می‌شود، شاید به این دلیل هم هست كه اهالی سینما با هم كمتر صمیمی هستند، اما این بدان معنا نیست كه برای هم كلاس می‌گذارند، یا اصلا از یكدیگر خوششان نمی‌آید. من هم تاكنون اینگونه عمل كردم.» خداداد می‌گوید: در واقع حسادت بین اهالی سینما نیست. ما با كسی دشمنی نداریم و همه بازیگران هم دوستان ما هستند. ما همین امروز در مراسم ختم پدر حسام نواب صفوی شركت كردیم، همه اهالی هنر بودند، چه ارتباط صمیمانه ای بازیگران با هم داشتند.
نیوشا می‌گوید: اینكه دو نفر با هم صمیمی نیستند، دلیل نمی‌شود كه با هم دشمن باشند، نه تنها در دنیای سینما، بلكه در هر كاری این جوری است. در هر حرفهای، آدمهای آن حرفه، دارای سلیقه‌های متفاوتی هستند، من خودم را مثال می‌زنم، من همیشه سعی كردم رفتار خودم را درست كرده و ارتقا ببخشم، اگر هم می‌بینم مثلا حاشیه‌ای برای من درست شده، اول خودم را به قضاوت می‌گذارم بعد در مورد افراد دیگر قضاوت میكنم.

گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

+ نوشته شده در  جمعه 18 تیر1389ساعت 13:4  توسط Hamidreza  | 

کنسرت حبیب در تهران در روزهای آخر عمرش!+عکس

همه آنچه که می‌خواهید درباره حبیب، آمدنش، زندگی‌اش در تهران و ...حبيب در حالی که مشغول آماده كردن آلبوم موسيقي خود درتهران بود شایعه شده به یک شخص نامه نوشت. او در نامه خود كه به نظر مي‌رسد دليل اصلي مساعدت براي حضورش در تهران بود، گفت:

"اينجانب تاكنون در آهنگ هاي خود هيچگاه عليه نظام جمهوري اسلامي ايران چيزي نخوانده ام . خواهشمندم به دليل وضعيت جسماني من، با بازگشتم به ايران موافقت فرماييد زيرا من از يك بيماري صعب العلاج(سرطان) رنج مي برم."!
ورود خواننده های لس آنجلسی به ایران که در انتخابات نهم طرفداران برخی کاندیداها از آن بعنوان حربه ای برای تخریب رقیبان کاندیدای خود در میان قشر ارزشی و انقلابی کشور استفاده می کردند، اکنون سوزه ای برای تفاخر دولت شده است تا جایی که نه تنها این مسئله را تقبیح نمی کنند بلکه به نوعی از حضور این افراد دفاع کرده و حضور این افراد را نیز توجیه می کنند همانطور که دبیر شورای‌ اطلاع رسانی ‌دولت در این باره نوشته است: "اخيراً خبرهايي منتشر شده، كه البته تاييد هم نشده است و حاكي از آن است كه برخي خوانندگان لس‌آنجلس نشين به كشور برگشته‌اند و البته همين شايعه موجب عصبيت شديد محافل ضد نظام مقدس جمهوري اسلامي در خارج از كشور بخصوص امريكا شده است.

حالا تصور كنيد به فرض صحت اين اخبار برخي خوانندگاني كه صدها لقب استاد و ... به خود داده‌اند و پس از 30 سال در جريان فتنه سال گذشته، پشت به ملت و حق كرده و با طمع خام به دامن دشمنان تابلودار ايران خزيدند و عليه مردم ايران و انقلاب اسلامي سخن گفتند امروز چه حالي دارند؟ راهي كه ديگران پس از 30 سال پيمودن آن عملاً به بن‌بست رسيده و شكست خود را پذيرفته‌اند برخي‌ها با تأخيري 30 سال آن را آغاز كرده‌اند آن هم در روزهاي آخر عمر!" اما آنچه در این میام مهم است واکنش مردم قشرهای مختلف کشور نسبت به این موضوع است.

خبرنگار «تابناک اجتماعی» در گزارشی مفصل به داستان یکی از خواننده های لس آنجلسی که اکنون در ایران بوده و مشغول فعالیت است پرداخته است.

اینکه شما در لس آنجلس باشی، آنجا یک خواننده پاپ معروف شده باشی و هیچوقت با هیچ جنس مخالفی در یک کادر ظاهر نشوی خودش کلی مشکوک است و سوال برانگیز. حالا مرد تنهای شب بعد از عمری در ینگه دنیا زندگی کردن و ظاهرا عمری برنامه‌ریزی طولانی مدت داشتن برای شیوه متفاوت بودن، خواندن و کلیپ ضبط کردن تصمیم گرفته که به سرزمین مادری برگردد و در اینجا بخواند و آلبوم منتشر کند. ضمنا پسرش را هم با خودش آورده! آدم که بدون خانواده جایی نمی‌رود. اما ماجرا به این سادگی‌ها هم نیست...باور کنید ما دیر خبردار شدیم... حبیب نامه‌نگاری‌هایش را کرده، امضاهایش را گرفته، خانه و زندگی‌اش را آورده ایران و خلاصه اینکه هم قصد ماندن دارد و هم قصد کنسرت دادن و آلبوم دادن.

حبیب کیست؟
حبیب محبیان در سال 1331 در شمران آذربایجان به دنیا آمده. سه سال در رضاییه و چند سالی هم در تبریز زندگی كرده است و اصالتاً اهل رضاییه است. حبیب هم از همان دوران كودكی به گیتار علاقه فراوانی داشته و تنها كسی هم كه به راه موسیقی كشیده شد خود حبیب بوده و با مخالفت های اعضای خانواده روبرو شد و به خاطر این كار تنبیه بدنی هم شده است، ولی او از كارش دست نمی‌كشد. دوران دبیرستان او مصادف با دهه شصت اروپا و پیدایش گروه بیتلز بود كه ذوق و شوق موسیقی را در وجود حبیب ایجاد می‌کند و باعث می‌شود كه به آموختن موسیقی و نواختن گیتار كه ساز مورد علاقه اش بوده روی آورد. چند سال بعد طی تبلیغ رادیو و تلویزیون برای استخدام خواننده راهی آنجا می‌شود و پس از گذراندن مراحلی مورد تایید داوران قرار می‌گیرد و در بین شانزده – هفده نفر دیگری كه در این مسابقه قبول شده بودند جای می‌گیرد. دو سال در آنجا می‌ماند و در طول این دو سال آموزش موسیقی هم می‌بیند. بعد از آن به خدمت سربازی می‌رود رفت و در خدمت نیز جزء خوانندگان باشگاه افسران می‌شود تا در كاخ جوانان برنامه اجرا كنند و این گونه از طرف كاخ جوانان رضاییه به تمام كاخ های جوانان سرتاسر ایران سفر كرده است. پس از اتمام سربازی با دختری به نام شادی ازدواج می‌كند كه یك پسر هم به نام احمدرضا از او دارد كه در ایران زندگی می‌كند. همسر اولش به علت اشتباهی زدن آمپول كزاز می‌میرد و چند روز بعد مادرش هم فوت می‌كند تا این گونه دو خاطره ی بد در ذهن حبیب نقش ببندد.

حبیب در سال 1356 اولین آلبومش را با عنوان "مرد تنهای شب" روانه بازار می‌كند. مرد تنهای شب آلبومی بود كه بیشتر كارهایش ازجمله شعر، آهنگ و تنظیمات حاصل کار حبیب بود. همین آلبوم او را به شهرت رساند و برایش محبوبیت زیادی بین مردم به دست آورد. او بیشتر آهنگ های این آلبوم را برای مادر و همسرش خواند؛ قطعاتی چون "شهلای من" و "نگاهم"، "مادر" یا "خرس كوكی (ببار ای برف)". سپس با زن دیگری به نام ناهید ازدواج كرد كه پسرش محمد حاصل ازدواج آنهاست.

حبیب علاوه بر خوانندگی آهنگسازی و ترانه سرایی هم می‌کند. در نوازندگی گیتار هم متبحر است و از معدود خوانندگانیست كه در كارهایش از گیتار دوازده سیم استفاده می‌كند.
آلبوم‌های مختلفی از او منتشر شده؛دو آلبوم اول او با نام های مرد تنهای شب و سلام همسایه كه قبل از انقلاب منتشر شدند ریتمی آرام داشتند و بیشتر آهنگ های آن غمگین بودند. از سال 1360 به بعد كه حبیب به لس آنجلس رفت سه آلبوم به نام‌های آفتاب مهتاب، خورشید خانوم، آخه عزیزم چی میشه و همراز را منتشر کرد. بعد از آن او آلبوم‌های صفر، بزن باران، كویر باور، خداوندا و خانه كوچك را منتشر كرد و در دو آلبوم بعدی خود پسرش را هم به عرصه خوانندگی وارد کرد كه در آنها -"جوونی" و "خودشه" - بیشتر ریتم تند و امروزی مورد استفاده واقع شده بود. آخرین آلبومش "ایران بانو" است كه در آن همه جور سبکی وجود دارد. ضمنا او سال گذشته کتابی هم منتشر کرد که در آن تمامی اشعارش چاپ شده بود.
حبیب که در کارهایش گاه مواضع اجتماعی را هم دنبال می‌کند، در مصاحبه‌ای که سال گذشته داشته دیدگاهش را اینطور بیان می‌کند:"مسجد باید باشد اما مشروبخواری هم باشد. باید مردم آزاد باشند که حرفشان را بزنند. ایران تنها جایگاه آخوندها نیست. در ایران جوان‌ها هستند که دارند این مملکت را می‌گردانند. یک مغزهایی هستند که اصلا استثنایی هستند. متأسفانه بعضی‌هایشان می‌زنند بیرون. ولی وطن‌پرست هم زیاد داریم. نمونه‌اش همین ماهواره که فرستادند فضا."

وقتی همه خوابیم
ماجرای آمدن حبیب به ایران و درخواست مجوز و آلبوم و کنسرت و باقی جریانات از وبلاگ رضا رشید پور، مجری جنجالی تلویزیون شروع شد. او که مدتی است هیچ فعالیت رسانه‌ای ندارد و در وبلاگش هراز گاهی اخبار پشت پرده می‌نویسد در وبلاگش نوشت: "حبیب محبیان، خواننده اهل لسآنجلس قصد دارد در ایران کنسرت برگزار کند. این خواننده لس‌آنجلسی که از حدود شش ماه قبل به ایران بازگشته شاید به زودی در ایران کنسرت برگزار کند. او از ریشه‌ها حرف می‌زند و از تمام دلتنگی‌هایش در آمریکا. خیلی‌ها به او کمک کرده‌اند تا مسیر ادامه کارش در داخل کشور هموار شود. این بار که او را دیدم خبرهای خوبی داشت . ظاهرا به زودی مجوز رسمی برای اجرای کنسرت با صدای حبیب صادر خواهد شد." در همان پست وبلاگی بود که رشیدپورحضور محمد در ایران را هم ذکر کرد و تا اینجا جلو رفت که حتی شاید در کنسرت پدر با او همراه شود.
همین نوشته وبلاگی که بعدها همراه با عکسی از رشیدپور و حبیب شد آغاز ماجرای رسانه‌ای حضور این خواننده لس آنجلسی در تهران بود.

حبیب و شایعه نامه به یک شخص
حبيب در حالی که مشغول آماده كردن آلبوم موسيقي خود درتهران بود شایعه شده به یک شخص نامه نوشت. او در نامه خود كه به نظر مي‌رسد دليل اصلي مساعدت براي حضورش در تهران بود، گفت: "اينجانب تاكنون در آهنگ هاي خود هيچگاه عليه نظام جمهوري اسلامي ايران چيزي نخوانده ام . خواهشمندم به دليل وضعيت جسماني من، با بازگشتم به ايران موافقت فرماييد زيرا من از يك بيماري صعب العلاج(سرطان) رنج مي برم."!

حبیب و رحیم مشایی
در اینکه از سال گذشته چهره متفاوتی از اسفندیار رحیم مشایی درایران ارائه شده است شکی نیست؛ چهره‌ای علاقمند به هنر و هنرمندان. از لطفش به هدیه تهرانی گرفته تا دیدار اخیرش با حبیب. شاید اولین روزی که پارسا نیوز گزارش دیدار این دو را منتشر کرد باورش سخت می‌نمود و بیشتر شبیه شایعه بود اما بعد تر و با انتشار اخبار دیگر درباره ماجرای حضور حبیب در تهران این ماجرا هم تائید شد. واقعیت این بود که مشایی در دیدار خود با حبیب مطالبی را در خصوص مسایل هنری و فرهنگی مطرح كرده بود. ضمن اینکه به جز این دو چند تن دیگر از فعالان عرصه موسیقی نیز در این دیدار خصوصی حضور داشتند. جالب اینجاست که اوایل بهمن ماه سال گذشته وقتی در برخی سایتها خبر ملاقات رئیس دفتر رئیس جمهور با یکی از خوانندگان لس آنجلسی منتشر شد از طرف هیچ مسئولی تایید و یا تکذیب نشد تا اینکه خبرهای کامل‌تری از این دیدار منتشر شد. گفته می شود در این دیدارها رایزنی هایی در خصوص مسائل هنری میان این خواننده لس آنجلسی و این مقام دولتی صورت گرفته و حتی گفته شده در صورت موافقت مقامات، این هنرمند می‌تواند در تهران کنسرت دهد.

حبیب و وزارت ارشاد
شاید نمی‌شد به یک نوشته وبلاگی و خبر تابناک آنقدرها استناد کرد و اصلا این ماجرا را باور کرد که یکی که هنوز کلیپ‌هایش از شبکه‌های ماهواره‌ای لس آنجلسی در حال پخش است در همین تهران خودمان به سر می‌برد و درخواست مجوز هم داده اما وقتی که رییس دفتر موسیقی ارشاد در این باره توضیحاتش را ارائه داد همه چیز رنگ و بوی جدی و رسمی پیدا کرد. "علی ترابی" اعلام کرد که مدتی قبل ایشان برای انتشار یك آلبوم موسیقی در داخل كشور درخواستی برای دفتر موسیقی ارشاد نوشته‌اند، اما صحبتی از برگزاری كنسرت در داخل كشور نبوده است. برای اعطای مجوز به این آلبوم نیز همچون آلبوم‌های دیگر و براساس برنامه اداری؛ مطابق ضوابط عمل خواهیم كرد و درخواست ایشان درحال بررسی است.

جالب اینجاست که ترابی کلا حضور حبیب در لس انجلس را طی این سال‌ها ظاهرا ندیده گرفته و در پاسخ به این سوال كه علاوه بر ضوابط معمول اعطای مجوز، در این بررسی چه موارد دیگری مورد توجه دفتر موسیقی برای اعطای مجوز است، گفت:" دفتر موسیقی در زمان اعطای مجوز به آلبوم‌ها مشخصا موسیقی و شعر آثار را بررسی می‌كند. البته درخصوص صلاحیت‌ افراد نیز از مراجع ذیصلاح نیز استعلام خواهد كرد. بررسی این آلبوم نیز در چارچوب‌های قانونی دفتر موسیقی انجام می‌شود و روال متفاوتی نخواهد داشت."

حبیب این روزها در ایران چه می‌کند؟
این سوال را می‌شود یک کلمه‌ای جواب داد و گفت:"زندگی"! اما جزئی‌ترش را که بخواهید باید بگوئیم طی چندماهه گذشته حبیب به همراه همسر و فرزندش در تهران خانه گرفته و زندگی می‌کند. ماه‌های اول حضورش در ایران را بیشتر به دنبال بازپس گرفتن پاسپورت و لپ‌تاپش بوده که در بدو ورودش به فرودگاه ایران ضبط شده بود.

حبیب تصمیم قطعی‌اش را برای زندگی در ایران گرفته و امیدوار است که نه تنها به خودش بلکه به پسرش هم مجوز انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت داده شود. او طی مدت اقامتش در ایران کلیپ‌هایی را ضبط کرده که یکی از این کلیپ‌ها سر مزار مادرش در بهشت زهرای تهران گرفته شده است. همه کادر کارگردانی و فنی این آلبوم از جوان‌ترهای این کار هستند و اکثرا از میان افراد فعال در شبکه ماهواره‌ای ایران میوزیک. هیچکدام این افراد از جمله آدم‌های معتبر و معروف کارگردانی نیستند. به جز این، او در چند جای دیگر ایران هم حبیب کلیپ‌هایی را ضبط کرده است.
همیشه و در تمام اوقات یکی از افراد بانفوذ همراه اوست و گفته می‌شود که تمامی مسیر حضور و فعالیتش در ایران با راهنمایی افراد با نفوذ است

حبیب و شایعات
گفته می‌شود حبیب دچار این توهم است که برای اولین کنسرتش اگر 10 شب هم در استادیوم آزادی برنامه بگذارد باز کم است! گفته می‌شود که جو حبیب را گرفته و تصور می‌کند هیچ خبری تکان‌دهنده‌تر از حضور او در ایران نیست.

گفته می‌شود که حبیب با پاسپورتی خاص از ایران خارج شده و طی همه این سالها او با برخی نیروهای انتظامی و اطلاعاتی در ایران همکاری داشته است و حالا هم یک سالی است که از لس آنجلس دیپورت شده است.

گفته می‌شود در یک میهمانی درخواست اجرای قطعه از جبیب شده است و او درخواست 60 میلیون می‌کند. همچنین یکی از مجله‌های داخلی (ز-ا) تصمیم به انتشار عکس او روی جلدش می‌گیرد که حبیب درخواست 120 میلیون تومان می‌کند!

گفته می‌شود شاید در ابتدا به او مجوز کنسرت داده نشود اما در جشن‌ها و مراسم کوچک‌تر به او اجازه خواندن قطعه بدهند.

گفته می‌شود او خودش هم خیلی امیدوار نیست که به محمد پسرش هم مجوز آلبوم یا کنسرت داده شود.

حبیب و پیامدهای احتمالی گرفتن مجوز
طبق یک قانون ننوشته حضور برخی از خوانندگان لس آنجلسی در ایران ممنوعیتی ندارد به شرط اینکه فعالیتی نداشته باشند. اما حالا اینکه حبیب یا بیژن درخواست مجوز می‌دهند یا دلشان خواسته که در ایران فعالیت کنند بحثی است جدا.

پیامدهای احتمالی گرفتن مجوز حبیب را شاید بشود به دو قسمت تقسیم کرد، یکی مواجهه مردم با این ماجرا و دیگری اهالی موسیقی. حبیب خواننده کم طرفداری نیست و مردم هم بدشان نمی‌آید که به کنسرت او بروند شاید همین یک جمله به دور از انواع و اقسام سوال‌هایی که درباره چرایی حضور حبیب در ایران از سوی مردم مطرح می‌شود برای برخورد مردم و طرفداران حبیب در ایران کافی باشد.

اما مهم‌ترین پیامدی که می‌تواند اخذ مجوز کنسرت یا آلبوم حبیب در ایران در میان اهالی موسیقی داشته باشد، سردرگمی فعالان موسیقی پاپ است. وقتی که بسیاری از فعالین موسیقی پاپ ایران که از شروع فعالیتشان در ایران تا به امروز همه مجوزها را گرفته و دست به عصا راه رفته‌اند تا نکند اتفاق ویژه‌ای در کارنامه هنری‌شان بیفتد و پرونده‌ای برایشان ساخته شود ببینند که به راحتی خواننده‌ای از آن سر دنیا با دیدگاه‌ها و فعالیت‌های خاص موسیقی لس‌آنجلس به ایران می‌آید و مجوز می‌گیرد، سردرگمی کمترین اتفاقی است که می‌افتد.
نکته دیگر اینکه کم نیستند خوانندگان، ترانه سرایان و کلیپ سازان داخلی که به دلیل همکاری هرچند مختصر با شبکه‌های ماهواره‌ای کلا ممنوع‌الفعالیت یا ممنوع‌القلم شده ‌اند. مهدى مقدم به خاطر ارائه چند كليپ به همان شبكه‏هايى كه حبيب و امثال حبيب ادامه حيات هنرى خود را مديون آنها هستند، سه سال است با منع قانونى براى ادامه فعاليت در موسيقى مواجه شده است و دو سال پيش تعدادى كليپ‏ساز كه در آثارشان مرتكب تخلفاتى شده بودند، مدتى بازداشت شدند. تعداد خواننده‏هايى كه به خاطر اجراى چند قطعه بدون مجوز، ماه‏هاست نمى‏توانند براى آثارشان مجوز بگيرند و به جمع خواننده‏هاى رسمى بپيوندند، غيرقابل شمارش است و ترديدى نيست كه بسيارى از اين خواننده‏ها استعداد و خلاقيت بسيارى دارند و فقط به خاطر آن كه در قسمتى از فعاليت خود به بيراهه رفته‏اند، دچار مشكل شده‏اند.

افسردگی ناشی از سردرگمی هم از دیگر پیامدهای احتمالی این ماجراست. اینکه شما عمری را صرف مجوز گرفتن و چشم گفتن به انواع و اقسام سیاست‌های وزارت ارشاد کرده‌اید و حالا یکی هیچکدام از این کارها را نکرده، عمری را در لس آنجلس گذرانده و حالا دلش خواسته که به این سیاست‌ها تن بدهد.


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 تیر1389ساعت 13:0  توسط Hamidreza  | 

والپپرهای جذاب رنگارنگ با نام Colorful HD Wallpapers

وبلاگ ما، اینبار برای شما بازدیدکنندگان گرامی مجموعه ای جدید از والپپر های جذاب با موضوع رنگارنگ با نام Colorful HD Wallpapers ، تهیه کرده است.این والپپر ها بافرمت JPG و با کیفیت HD در سایز های ۱۹۲۰×۱۲۰۰ می باشد.امید است با قرار دادن این والپپر های در زمینه ویندوز خود لذت ببرید.

 

والپپرهای جذاب رنگارنگ با نام Colorful HD Wallpapers

 

 

والپپرهای جذاب رنگارنگ با نام Colorful HD Wallpapersپسورد فایل: www.downloadha.com

والپپرهای جذاب رنگارنگ با نام Colorful HD Wallpapers لینک دانلود – 17.8 مگابایت | لینک کمکی

 


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 تیر1389ساعت 12:35  توسط Hamidreza  | 

عکس : همه سیاستمدارانی که جراحی زیبائی کرده اند

به گزارش جهان به نقل از تایم جراحی زیبایی سیاستمداران با جراحی زیبایی سایر مردم معمولا تفاوت دارد. آنها به این دلیل که همیشه تحت فشار افکار عمومی و رسانه‌ها هستند، معمولا از «جراحی‌های زیبایی تدریجی»استفاده می‌کنند. ۹ نمونه زیر، نمونه‌های خوبی برای بحث درباره این موضوع هستند.

۱) هیلاری کلینتون؛ وزیر خارجه آمریکا

                                                      

نیم نگاهی به عکس‌های قدیمی و جدید او نشان می‌دهد که چه جراحی‌هایی انجام داده است. دکتر نیراو ساوالیا، جراح پلاستیک اهل اورنج کانتی، معتقد است: «او قطعا از جراحان پلاستیک کمک گرفته. مشخص است که چهره او جوان‌سازی شده؛ به ویژه در اطراف چشم‌ها، گونه و فک.» این متخصص جراحی زیبایی با اشاره به عکس‌های این سیاستمدار، اضافه می‌کند: «کلینتون از ترکیبی از جراحی‌های پلاستیک استفاده کرده؛ یعنی ابروها و پلک چشم‌هایش را بالا کشیده، پوست صورت و گردنش را پیلینگ کرده و چربی‌های زیر چانه‌اش را لیپوساکشن کرده و طبیعتا زیباتر و جوان‌تر شده است.» البته ناگفته نماند که تمام این گمانه‌زنی‌ها در حالی صورت می‌گیرد که هیلاری کلینتون، خودش، انجام هرگونه جراحی زیبایی را انکار می‌کند.


۲) فرناندز؛ رییس‌جمهور آرژانتین

کریستینا فرناندس دی کریشنر، رئیس جمهور آرژانتین، یکی دیگر از سیاستمدارانی است که رقبایش معتقدند به لطف جراحی‌های زیبایی توانسته است ظاهرش را جوان‌تر و زیباتر کند و در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود و او که عنوان اولین رییس‌جمهور زن را در انتخابات ریاست‌ جمهوری آرژانتین از آن خود کرده است، انجام این جراحی‌های پلاستیک را انکار نمی‌کند.

۳) شیراک؛ رییس‌جمهور سابق فرانسه

ژاک شیراک، رییس‌جمهور سابق فرانسه مدتی از انظار عمومی، دور بود و برای جراحی پلاستیک و ترمیم پوست صورت در کانادا به سر می‌برد. اما او نیز مثل بیشتر مردان سیاستمدار دنیا انجام این جراحی‌های زیبایی را انکار کرد.

۴) پوتین؛ رییس‌جمهور سابق روسیه

شاید ولادیمیر پوتین، رییس جمهور سابق روسیه و نخست وزیر فعلی این کشور در میان مردان سیاستمدار دنیا یک استثنا باشد که خودش رسما اعلام کرده که جراحی زیبایی بینی انجام داده است.

۵) صدام؛ رییس‌جمهور سابق عراق

صدام حسین نیز جراح پلاستیک مخصوص خود را داشت. البشیر به عنوان نزدیک‌ترین رازدار صدام و ماهرترین جراح پلاستیک عراق در زمان جنگ ایران و عراق طی سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ میلادی، صدام را که از ناحیه صورت و دست زخمی شده بود، تحت جراحی پلاستیک قرار داد؛ به طوری که هیچ اثری از آثار جراحی بر پوست وی نماند. پزشک صدام علاوه بر خود او ۸ بدل صدام را نیز جراحی پلاستیک کرده بود و آنها را به شکل صدام درآورده بود.

۶) برلوسکونی، نخست‌وزیر ایتالیا

تمام جراحی‌های زیبایی سیاستمداران در مقابل جراحی‌هایی که برلوسکونی انجام داده، ناچیز محسوب می‌شود. سیلویو برلوسکونی، سیاستمدار جنجالی ایتالیا که صاحب باشگاه آث‌میلان و چند رسانه خصوصی در ایتالیا هم هست، به امپراتور جراحی زیبایی دردنیای سیاست معروف است. او مدتی از مردم کشورش خداحافظی کرد تا پس از یک سلسله عمل جراحی، دوباره به صحنه سیاست برگردد و بعد از آن بسیار جوان‌تر و لاغرتر شد.

آن‌زمان،‌وقتی برلوسکونی به ملاقات تونی بلر انگلیسی رفت، مطبوعات ایتالیا نوشتند که او به ملوانان عصر دزدان دریایی شبیه شده است؛ زیرا با یک روسری مثل دزدان دریایی سرش را بسته بود و این موضوع سبب شد تا همه ماجرا را پیگیری کنند و دست آخر، توضیحات پزشک او همه چیز را روشن کرد. آقای نخست وزیر سر طاس‌ خودش را به جراحان سپرده بود تا خوش‌چهره‌تر شود. او لیپوساکشن هم کرد تا کمی وزنش کاهش یابد و بتواند تصویر قابل قبول‌تری از خودش ارایه کند.

۷) سارا پیلین؛ معاون نامزد جمهوری‌خواهان در انتخابات آمریکا

سارا پیلین، معاون نامزد سابق ریاست جمهوری جمهوری‌خواهان در انتخابات اخیر آمریکا نیز در زمره سیاستمدارانی است که گفته می‌شود جراحی زیبایی انجام داده‌اند. او اما انجام این قبیل جراحی‌ها بر صورتش را انکار کرده است.

۸) جان کری؛ رقیب جورج بوش

حتما شما هم چهره جان کری را به یاد دارید. او در سال ۲۰۰۴ میلادی، رقیب جورج بوش در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود و نتیجه انتخابات را به او واگذار کرد و به کاخ سفید راه نیافت. اگر به عکس‌های او در سال ۲۰۰۳ میلادی نگاه کنید، می‌بینید که چشم‌هایش بسیار روشن هستند. ولی اکنون دیگر خبری از آن چشم‌هاش روشن در چهره او نیست. او به استفاده از لنزهای رنگی عادت دارد. بعضی رسانه‌ها خبر داده‌اند که او برای از بین بردن چین و چروک‌های اطراف چشم‌های‌اش، بوتاکس تزریق کرده و ظاهرا هم به نظر می‌رسد که چین و چروک‌های عمیق خط لبخندش را با تزریق بوتاکس محو کرده است. دکتر سالیا که از پیشکسوتان جراحی پلاستیک آمریکاست، در این خصوص می‌گوید: «بوتاکس، چهره این سناتور آمریکایی را برای پیروزی در انتخاب دگرگون کرده و پیشانی‌اش را صاف‌تر کرده است.»

۹) آرنولد شوآیتزنگر

آرنولد شوآیتزنگر از سیاستمدارانی است که انجام هرگونه جراحی‌ پلاستیک را روی صورتش انکار می‌کند ولی عکس‌های قبلی او چیز دیگری را نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد که او فک و چانه‌اش را جراحی کرده تا قوی‌تر و جذاب‌تر به نظر برسد. حتی برخی از مخالفان این سیاستمدار، کاشت موهای او را نیز وسیله‌ای برای تخریب و حمله به او قرار داده‌اند.

به هر حال، دنیای سیاست، مقتضیات خاص خودش را دارد و لابد به همین دلیل است که بیشتر سیاستمدارانی که از این قبیل جراحی‌ها استفاده کرده‌اند، انجام هرگونه جراحی را انکار می‌کنند و البته نکته جالب‌تر این است که همه آنها برای فرار از حمله رسانه‌ها و مردم، از جراحی‌های تدریجی استفاده کرده‌اند تا تغییرات ظاهری‌شان چندان به چشم نیاید.


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 تیر1389ساعت 12:20  توسط Hamidreza  | 

گفتگو با رامین جوادی، آهنگساز ایرانی سریال فرار از زندان

عاشق ویولون ایرانی ام 
 حتما می‌دانید که موسیقی معروف سریال فرار از زندان، ساخته یک جوان ایرانی است؛ رامین جوادی از آهنگ‌هایش و فرار از زندان می‌گوید
تقریبا عادت همیشگی ایرانی‌ها شده بود که در تیراژ سریال «فرار از زندان» زمانی که به اسم آهنگساز می‌رسند دکمه pause را فشار دهند و به همدیگر نام رامین جوادی را نشان بدهند و بگویند آهنگساز فیلم یک ایرانی است! رامین جوادی اگر چه با فرار از زندان برای ما شناخته شد اما خیلی قبل ترش برای خوره‌های موسیقی فیلم شخصیت شناخته شده ای بود.
زندگینامه مختصر و اسم فیلم‌هایی را که برایشان موسیقی ساخته است برایتان آورده‌ایم تا سندی باشد برای این حرفمان. او برای آن‌هایی که صرف ایرانی بودن یک‌آدم موفق به خودشان می‌بالند گزینه خوبی برای افتخار کردن است.
برای گپ زدن با او هزار تا بهانه داشتیم؛ این که ایرانی است، فرار از زندان را خیلی‌هایمان دیده ایم، با‌ هانس زیمر (که در ایران او را با موسیقی «گلادیاتور» و «شیرشاه» می‌شناسیم) همکاری داشته و نامزد جایزه‌های گرمی و امی شده است که در حد اسکار موسیقی از آن‌ها یاد می‌شود. رامین جوادی در آلمان به دنیا آمده است و نمی‌تواند فارسی صحبت کند. وقتی متوجه شد فرار از زندان در ایران دوبله شده است و طرفدارهای پر و پا قرص زیادی هم دارد معطل نکرد و با وجود این که سخت مشغول آهنگسازی سریال «فلش فوروارد» بود قرار مصاحبه را هماهنگ کرد. او خیلی رک است و متاسفانه بر خلاف عادت هنرمندان در چهار چوب سوالات به اندازه ای که لازم است جواب می‌دهد و همه این‌ها باعث شد، مصاحبه کوتاه تر از آن چیزی که فکر می‌کردیم از کار در بیاید. در تنظیم این مصاحبه مدیر برنامه‌های رامین – برایس جاکوبز- خیلی به ما کمک کرد. این شما و این هم صحبت‌های اختصاصی رامین جوادی.
 
مدیر برنامه‌های شما گفت این روزها حسابی سرتان شلوغ است. مشغول چه کاری هستید؟
دارم روی سیزن آخر سریال فلش فوروارد کار می‌کنم. هر هفته برای هر قسمت این سریال به صورت مجزا باید آهنگ بسازم و همین تمام وقت من را می‌گیرد. اصولا کارکردن با کنداکتور فشرده و بدون وقفه تلویزیونی بسیار وقت گیر است. البته خیلی خوب است که هنوز مجموعه‌های تلویزیونی ای هستند که آهنگسازان آن‌ها باید به این شکل برایشان موسیقی بسازند. انگار موسیقی به صورت زنده پخش می‌شود.
 
با این سر شلوغ، وقت می‌کنید به موسیقی سنتی و فولکلوریک ایرانی گوش کنید؟
من آنطور که باید و شاید موسیقی ایرانی گوش نمی‌کنم. وقتی به خانه فامیل‌های ایرانی مان می‌رویم حسابی موسیقی ایرانی گوش می‌دهیم. ویولون ایرانی را خیلی دوست دارم. در این سبک از نوازندگی ویولون احساس‌های انسانی خیلی نمود پیدا می‌کنند.
 
موسیقی فیلم‌های ایرانی را هم گوش می‌دهید؟
من چون فارسی بلد نیستم خیلی با فیلم‌های ایرانی آشنایی ندارم. بنابراین موسیقی فیلم‌های ایرانی را هم خیلی کم شنیده ام.
 
به نظر شما ساختن موسیقی فیلم با استفاده از دستگاه‌ها و ملودی‌های ایرانی جالب از آب در می‌آید؟
نکته چالش بر انگیز و هیجانی ساختن موسیقی فیلم، این است که تهیه کننده‌ها از تو می‌خواهند در سبک‌ها و نحله‌های مختلف موسیقی بسازی. من همیشه دوست دارم در فرهنگ‌ها و ملیت‌های گوناگون همه دنیا دنبال تونالیته‌های جور واجور بگردم.
 
بیشتر دوست دارید برای کدام ژانرهای سینمایی موسیقی بسازید؟
من درام را ترجیح می‌دهم. اما تنوع در ژانرها هم برایم الهام بخش است. اگر همیشه برای یک نوع فیلم‌های خاص موسیقی بسازم کسل می‌شوم.
 
با این که می‌گویید درام را ترجیح می‌دهید، بیشتر در فیلم‌ها و سریال‌هایی که برایشان موسیقی ساخته اید اکشن هستند. ایده اصلی موسیقی فیلم‌های اکشن را از کجا می‌آورید؟
فکر می‌کنم این که یک موسیقی اکشن را جالب از آب در بیاوری، همیشه یک چالش بزرگ است. خیلی پیش می‌آید که برای یک صحنه طولانی باید یک قطعه موسیقی طولانی ساخت. آن وقت مهم است که بتوانی روانی و سیال بودن قطعه را درست در بیاوری. مساله دیگر این است که در صدا گذاری این نوع فیلم‌ها از افکت‌های صوتی زیادی هم استفاده می‌‌شود. من تلاش می‌کنم موسیقی ای بنویسم که علاوه بر این که با افکت‌ها همپوشانی نداشته باشد بتواند در کنار آن‌ها گوش شنونده را به بهترین نحو تحت تاثیر قرار دهد.
 
به نظر شما مهم ترین عامل موفقیت در ‌هالیوود چیست؟ سماجت یا شانس؟
صنعت ‌هالیوود یعنی کار طاقت فرسا. ببین، شاید یکدفعه یک دری کاملا شانسی به روی تو باز شود، اما برای عبور از آن در؛ فقط کار زیاد است که می‌تواند به تو کمک کند.
 
دوست دارید با کدام کارگردان به عنوان سازنده موسیقی همکاری کنید؟
من عاشق این هستم که یک روز بتوانم با کلینت ایستوود کار کنم. فیلم‌های او داستان‌های فوق‌العاده ای دارند، به خوبی هم کارگردانی شده اند. من همیشه از دیدن فیلم‌های او لذت می‌برم.
 
برای ساختن موسیقی فیلم‌ها و سریال‌ها چقدر دستمزد می‌گیرید؟
نه به قدر کافی.
 
چطور برای ساختن موسیقی فرار از زندان انتخاب شدید؟
مدیر برنامه‌هایم (برایس) من را ترغیب کرد که برای پریزون بریک (فرار از زندان) موسیقی بسازم. با تهیه کنندگان سریال قراری گذاشت و بعد از صحبت‌های اولیه به سرعت مشغول کار شدم. وقتی تدوین اولیه سریال را دیدم جا خوردم. اصلا فکر نمی‌کردم که سریال آن قدر خوب شده باشد. من حس می‌کنم جزیی از قسمت‌هایی هستم که برایشان آهنگ ساخته ام، همیشه به این که در گروه سازنده فرار از زندان بوده ام افتخار می‌کنم.

به نظرتان «فرار از زندان» در زندگی حرفه ای شما چه جایگاهی دارد؟ یک نقطه پرتاب بود؟
باید بگویم بله، فکر می‌کنم تصمیم عاقلانه ای بود که در این پروژه شرکت کردم. چون سریال به یک جریان بین‌المللی تبدیل شد. بعدش هم که به خاطر آن نامزد جایزه شدم. می‌دانید هیچ وقت فکر نمی‌کردم به خاطر یک کار تلویزیونی این قدر دیده بشوم.
 
رویای بچگی ات این بود که آهنگساز معروف بشوی؟
اوایل فکر می‌کردم که دکتر بشوم. اما خیلی زود تصمیم گرفتم در حوزه موسیقی فعالیت کنم. همیشه می‌خواستم برای فیلم موسیقی بسازم. رابطه ای که در یک فیلم بین موسیقی و جنبه‌های دراماتیک اتفاق می‌افتد همیشه من را جذب خودش می‌کند.
 
روند ساختن موسیقی برای یک فیلم در‌ هالیوود چطور است. از اول فیلمنامه را می‌خوانی یا فیلم تدوین شده را می‌بینی؟
بعضی وقت‌ها فقط متن را می‌خوانم و صرفا بر اساس داستان شروع می‌کنم به نوشتن قطعه‌های موسیقی. اما بیشتر اوقات فیلم را می‌بینم و براساس خوراک‌های تصویری ای که به من می‌دهد موسیقی می‌نویسم. بعد با تهیه کنندگان و کارگردان فیلم درباره تک تک سکانس‌های فیلم بحث می‌کنیم. در حین کار، هر قطعه موسیقی ای که نوشته می‌شود را در اختیار عوامل می‌گذاریم و درباره آن گفت و گو می‌کنیم تا در نهایت به یک نتیجه به درد بخور و شنیدنی برسیم.
 
نامزدی جایزه‌های معتبری مثل گرمی و امی، چقدر به تقویت جایگاه حرفه ای تان کمک کرد؟
نامزد شدن در این جایزه‌های معتبر واقعا غرور آفرین است. بعد از سال‌ها کار بی وقفه حس خوبی به آدم دست می‌دهد اما مطمئن نیستم که این نامزد شدن‌ها دقیقا چه کمکی به پر کار شدن من در صنعت موسیقی فیلم می‌کند. فقط امیدوارم توجه فیلم سازان را به من جلب کند.
 
خودتان کدام یکی از فیلم‌هایی را که برایشان موسیقی ساخته اید را بیشتر از همه دوست دارید؟
Beathe drum را خیلی دوست دارم. شاید چون اولین فیلمی بود که برایش موسیقی ساختم. از طرفی من چون از بچگی عاشق کتاب‌های کمیک استریپ بودم، خیلی خوش به حالم شد که روی موسیقی فیلم‌های  Batman Begins و Iron man کار کردم.
 
یک سری از موسیقی‌های فیلم هست که خیلی از جوان‌های ایرانی به آن‌ها گوش داده اند؛ املی، گلادیاتور، ماتریکس و کارهای انیوموریکونه. نظرتان درباره آن‌ها چیست؟
تمام این موسیقی‌هایی که نام می‌بری از آثار بزرگ موسیقی فیلم هستند؛ کارهای فوق العاده ای که به خوبی حال و هوای فیلم را پوشش می‌دهند و منتقل می‌کنند. این موسیقی‌ها مثال‌هایی هستند که نشان می دهند موسیقی در انتقال احساسات مورد نظر کارگردان یک فیلم تا چه اندازه تاثیر گذار و اساسی است.
 
به خاطر سابقه همکاری کارگردان فیلم  آیرون من» با جان دنبی، خیلی‌ها فکر می کردند موسیقی این فیلم را هم خود دنبی بسازد، چطور شد که شما برای این کار انتخاب شدید؟
راستش را بخواهید من هم نفهمیدم چطور شد که او موسیقی آیرون من را نساخت. من هیچ کاری نکردم که میان این دو تا را خراب کنم اما وقتی شنیدم معامله شان نشده و گروه به دنبال یک آهنگساز است، پریدم وسط. به شما گفتم من عاشق فیلم‌هایی هستم که از روی کتاب‌های کیمک استریپ می‌سازند. به خاطر همکاری‌های قبلی با گروه سازنده آن‌ها را خوب می‌شناختم. مدیر برنامه‌هایم مذاکرات مفصلی با آن‌ها کرد و از کمک‌های‌هانس زیمر هم خیلی استفاده کردم.
 
این که طرفدار کتاب‌های کمیک هستید، باعث نشد وسواس بگیرید و خیلی روی کار انرژی بگذارید؟
چرا. به خاطر این که مطمئن بودم خیلی‌ها فیلم را تماشا می‌کنند، فشار زیادی تحمل کردم. از طرف دیگر چون چند فیلم با موضع ابر قهرمان روی پرده بود تک تک اجزای این فیلم – از جمله موسیقی ـ باید حرف جدیدی برای گفتن می‌داشتند و می‌دانستیم که خواه یا نا خواه مورد مقایسه قرار خواهیم گرفت، من خیلی زود شروع به نوشتن قطعه‌ها کردم ولی تا زمان تدوین و بعد از آن هم مشغول روتوش و حتی تغییر بعضی از آن‌ها کردم.
 ادامه دارد....

گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 22:30  توسط Hamidreza  | 

جام جهاني 2010 از نگاه آمار + نظر شما؟؟؟؟!!!

آرين روبن در ديدار سه‌شنبه شب تيم‌هاي ملي فوتبال هلند و اروگوئه زننده گل شماره 2200 جام‌هاي جهاني فوتبال بود.
 
به گزارش ایسنا، هلندي‌ها سه‌شنبه شب با ششمين برد پياپي خود در جام جهاني 2010 توانستند به ديدار پاياني اين رقابت‌ها راه پيدا كنند. هفتمين برد براي نارنجي‌ها به معناي قهرماني آن‌ها در جام نوزدهم فوتبال خواهد بود.
 
ديدار دو تيم كه در ورزشگاه كيپ تاون برگزار و با پيروزي 3 بر 2 هلند برابر اروگوئه همراه شد، آمارهاي جالبي نيز با خود داشت.
 
2200
گل آرين روبن در نيمه دوم بازي هلند ـ اروگوئه، دو هزار و دويستم گل تاريخ جام‌هاي جهاني از آغاز تا امروز بوده است. گلي كه خيال نارنجي‌ها را از رسيدن به نخستين فينال‌شان در جام‌هاي جهاني پس از 32 سال تا حدود زيادي آسوده كرد.
 
41
ديگو فورلان در دقيقه 41 بازي هلند و اروگوئه گل تساوي را براي تيمش به ثمر رساند. اين تنها گلي بود كه در تمامي طول برگزاري رقابت‌هاي جام جهاني در اين دقيقه از زمان بازي به ثمر رسيد.
 
پيش از گلزني او جوواني فان برونكهورست در دقيقه 18 با شوتي از راه دور و تماشايي هلند را از اروگوئه پيش انداخته بود. يك هلندي ديگر ـ آرين روبن ـ در بازي يك هشتم نهايي ميان هلند ـ اسلواكي در هجدهمين دقيقه بازي توانسته بود گلزني كند.
 
بيشترين گل‌هاي جام جهاني 2010 در دقيقه 89 به ثمر رسيده است. تا كنون 5 بازيكن در اين دقيقه از بازي براي تيم‌هايشان گلزني كرده‌اند. جالب آن كه دقيقه 79 بازي‌هاي برگزار شده از جام نوزدهم تاكنون 4 گل را به همراه داشته است.
 
29
از آخرين دوئل هلند و اروگوئه 29 سال مي‌گذشت. دو تيم پيش از ديدار خود در دور نيمه نهايي رقابت‌ها در آفريقاي جنوبي، 29 سال پيش با هم مسابقه داده بودند كه با برتري دو بر صفر اروگوئه به پايان رسيده بود.
 
28
ميانگين سني بازيكنان تيم ملي هلند، 28 سال و 342 روز بود. به اين ترتيب آن‌ها پيرترين تيم ملي فوتبال هلند در يك جام جهاني از سال 1978 تاكنون هستند.
 
26
ميانگين سني بازيكنان تركيب اوليه‌ي اروگوئه 26 سال و 107 روز بود. به اين ترتيب اروگوئه جوان‌ترين تيمش را از جام جهاني 2002 تاكنون روانه ميدان كرده بود.
 
21
تاكنون 21 گل در ورزشگاه گرين پوينت در شهر كيپ تاون به ثمر رسيده است. اين آمار اين ورزشگاه را به عنوان ميزبان پرگل‌ترين ديدارهاي جام جهاني 2010 معرفي مي‌كند.
 
ورزشگاه محل بازي ديگر ديدار دور نيمه نهايي ميان تيم‌هاي ملي آلمان و اسپانيا، به سختي مي‌تواند از ورزشگاه گرين پوينت پيشي بگيرد.
 
تاكنون در ديدارهاي انجام شده در اين ورزشگاه 13 گل به ثمر رسيده است. در ورزشگاه ساكر سيتي ژوهانسبورگ هم 12 گل ميان تيم‌ها رد و بدل شده است. ورزشگاه ساكر سيتي ژوهانسبورگ محل برگزاري ديدار پاياني جام جهاني 2010 خواهد بود.
 
14
هلندي‌ها تاكنون در 14 بازي پياپي خود در جام جهاني و همچنين رقابت‌هاي انتخابي مربوط به آن به پيروزي رسيده‌اند. اين ركوردي تازه به شمار مي‌آيد.
 
10
ده بازي در جام جهاني براي اسكار تاوارز سرمربي تيم ملي فوتبال اروگوئه به معناي ركوردي تازه است. او براي دهمين بار در جام جهاني روي نيمكت مربي‌گري تيم ملي اروگوئه نشست.
 
به اين ترتيب او از خوآن لوپز مربي اروگوئه در جام‌هاي جهاني 1950 و 1954 پيشي گرفت. لوپز در جام جهاني 1950 اروگوئه را به قهرماني جهان و چهار سال بعد به عنوان چهارمي جهان رساند. تاوارز پيش از اين در سال 1990 هم هدايت تيم ملي اروگوئه را بر عهده داشت و در جام جهاني ايتاليا، با شكست برابر ميزبان رقابت‌ها در دور يك هشتم نهايي، به كار خود پايان داد.
 
10
تاكنون ده ديدار از دور نيمه نهايي جام‌هاي جهاني ميان تيم‌هايي از اروپا و آمريكاي جنوبي برگزار شده است. برد هلندي‌ها، سومين موفقيت تيم‌هاي اروپايي برابر حريفان‌شان از آمريكاي لاتين به شمار مي‌آيد.
 
در سال 1938 ايتاليا با شكست دو بر يك برزيل و در سال 1954 مجارستان با شكست 4 بر 2 اروگوئه توانسته بودند در دوئل برابر حريفان آمريكاي جنوبي خود در دور نيمه نهايي جام جهاني به پيروزي برسند.
 
10
هلند با ده پيروزي پياپي راهي ديدار پاياني جام جهاني كه يكشنبه آينده برگزار خواهد شد مي‌شود. باخت اروگوئه برابر هلند هم نخستين شكست اين تيم در ده بازي اخيرش به شمار مي‌آيد.
 
6
هلند با 6 پيروزي پياپي در جام جهاني 2010 توانست در ديدار پاياني اين رقابت‌ها حاضر باشد. تاكنون تنها برزيل آن هم در جام جهاني 2002 موفق به انجام اين كار شده بود.
 
5
پنج گلي كه ديگو فورلان در جام جهاني تاكنون به ثمر رسانده است، او را به عنوان دومين گلزن برتر كشورش در جام‌هاي جهاني معرفي مي‌كند. او از اسكار ميگوئس ركورددار بيشترين تعداد گلزني در جام‌هاي جهاني براي اروگوئه سه گل كمتر دارد.
 
خوآن پپه و همچنين پدرو چه‌آ هم تاكنون 5 براي اروگوئه در جام‌هاي جهاني گذشته گلزني كرده‌اند.
 
صفر
هلند تا پيش از بازي سه‌شنبه خود برابر اروگوئه در هيچ ديداري از دور نيمه نهايي جام‌هاي جهاني به پيروزي نرسيده بود.
 
نارنجي‌ها در جام‌هاي جهاني 1974 و 1978 اگرچه راهي ديدار پاياني شدند اما اين موفقيت به واسطه صدرنشيني‌شان در ديدارهاي دور گروهي در آن رقابت‌ها بود.
 
در آن زمان رقابت‌هاي جام جهاني به گونه‌اي بود كه دو تيم صدرنشين دو گروه به طور مستقيم راهي ديدار فينال مي‌شدند.
 
نارنجي‌ها تاكنون در دور نيمه نهايي جام‌هاي جهاني به شكل امروزي در سال 1998 و با شكست برابر برزيل در ضربه‌هاي پنالتي از رسيدن به فينال محروم شده بودند.
 
                                                                  
 
                                             حالا
 
                        
 
هلند                                     ـــــ                                    اسپانیا
 
 

گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 22:17  توسط Hamidreza  | 

دختر مارادونا و دامادش (عکس)

دختر مارادونا و دامادش سرجیو آگرو که عضو تیم ملی آرژانتین و همچنین باشگاه آتلتیکو مادرید است

 


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 22:2  توسط Hamidreza  | 

حرف هایی از چارلی چاپلین

عاشق شدن

آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری


برای مسافرت به یک جای خوشگل بری




به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

آخرین امتحانت رو پاس کنی

کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه

توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی

برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!


 
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

بدون دلیل بخندی 

بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه

از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !

آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره

عضو یک تیم باشی

از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

دوستای جدید پیدا کنی

وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !

لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده




عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی

اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند
قدرشون روبدونیم

"زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد

وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به تو نشان میده


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 21:48  توسط Hamidreza  | 

کاهش استرس در 10 دقیقه

استرس همیشگی می تواند به قلب آسیب رساند و حتی گرفتگی شریانهای قلبی را تشدید کند. تحقیقات جدید نشان می دهد این شرایط باعث ایجاد برخی از هورمونهای استرس در جریان خون می شود که ضعف سیستم دفاعی بدن را موجب می گردد و ما را در مقابل بیماریهای عفونی مانند سرماخوردگی و آنفلوآنزا آسیب پذیرتر می کند، همین طور ارتباط تنگاتنگی بین بیماریهایی از قبیل سوزش معده و تبخال تا آسم و سرطان با سطوح بالای استرس در بدن وجود دارد. افزایش استرس حتی می تواند افت حافظه را با بالا رفتن سن تشدید کند. ولی نگران نباشید. راه های اثبات شده ای وجود دارند که استرس را از بین می برند. در طول این هفته، روزانه یک روش از تکنیک های پیشنهاد شده را امتحان کنید. بعضی از آنها بهتر از روشهای دیگر اثر می کنند. آنچه مهم است اینست که دو یا سه روش موثر در مورد خودتان را به هنگام افزایش استرس دنبال کنید.

 ● کاری انجام ندهید

حداقل یک بار در روز، پنج یا ده دقیقه آرام بنشینید و کاری انجام ندهید. به صداهای اطراف، احساستان و هر گونه کششی در گردن، شانه ها، بازوها، سینه و غیره تمرکز کنید.

رابین گیوث، موسس و مدیر مرکز مدیریت استرس مارین می گوید: «این یکی از مشکلترین کارها برای اکثر مردم است. چرا که شدیدا عادت کرده ایم راجع به ارزش کارهایی که انجام می دهیم فکر کنیم. انجام ندادن هیچ کاری یک جنگ واقعی است.» نشستن، به تنهایی ضربان قلب را کاهش می دهد و فشارخون را پائین می آورد، یعنی با دو مورد از آشکارترین تاثیرات استرس مقابله می کند. همچنین دیدگاه شما را عوض می کند و احساس کنترل بر موقعیتها را افزایش می دهد. جیمز کارمودی فیزیولوژیست و مدیر تحقیقات مرکز تکامل ذهن در دانشگاه ماساچوست می گوید: «مطالعات نشان می دهد که موقعیتهای بسیار استرس زا مواردی هستند که نمی توانیم آنها را کنترل کنیم. ما نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم، آینده را هم نمی توانیم پیش بینی کنیم.»

● با صدای بلند بخندید

همیشه موضوعی برای خنده در دست داشته باشید، این موضوع می تواند ، مجموعه ای از تکه های طنز مورد علاقه تان، یا صداهای بامزه ای که فرزندتان یا یک دوست از خودش درمی آورد باشد. حتی می توانید چند لحظه در مورد تماشای سریال کمدی مورد علاقه تان فکر کنید. اغلب در طول روز یکی از این موارد را انجام دهید.

لی بارک یک پژوهشگر می گوید: «یکی از موثرترین روش های کاهش استرس شب هنگام اتفاق می افتد، یعنی هنگامی که مشغول تماشای سریال مورد علاقه تان پس از یک روز طولانی هستید. تحقیقات برک در دانشگاه لومالیندا موسسه بهداشت عمومی در کالیفرنیا نشان می دهد که خنده خوب سطوح کورتیزول و اپینفرین هورمون های استرس را کاهش می دهد و سیستم دفاعی بدن را بهبود می بخشد. علاوه بر آن، تاثیرات مفید یک خنده از ته دل و خوب، به مدت ۲۴ ساعت باقی می ماند. برای یادآوری مجدد می توانید آن را برای دوستان خود نیز تعریف کنید.»

● موسیقی گوش دهید

هنگامی که با یک کار دلهره آور مواجه می شوید، به موسیقی گوش فرا دهید - این موسیقی می تواند از نوع کلاسیک، ملی یا جاز باشد - در محل کار هم می توانید از سی دی درایو کامپیوتر خود استفاده کنید تا موسیقی قابل دسترستان باشد. در تحقیقی که در دانشگاه موناش در ویکتوریای استرالیا انجام شد، به دو گروه از دانشجویان گفته شد تا یک نطق شفاهی تهیه کنند. بعضی در سکوت کار کردند، عده ای دیگر به مجموعه موسیقی گوش دادند. استرس باعث افزایش فشارخون و بالا رفتن ضربان قلب کسانی که در سکوت کار می کردند شد، ولیکن در داوطلبانی که در گروه موسیقی بودند، مقادیر فوق ثابت باقی ماند. از طرفی آنها اعلام نمودند که استرس کمتری در ضمن کار احساس کردند.

● مثبت بیندیشید

به شخص یا چیزی که عمیقا مورد علاقه تان است (در هر مکان) از۵ثانیه تا ۵ دقیقه فکر کنید. یا منظره ای از یک تعطیلات آرام را تصور کنید یا عبارتی که باعث ایجاد احساس مثبتی نسبت به خود و جهان اطرافتان می شود را در ذهنتان مرور کنید. به نظر می رسد که فکر کردن همانند پندی از یک کارت تبریک است! شاد فکر کردن و افکار آرامش بخش می تواند با تغییرات فیزیولوژیک که هنگام بوجود آمدن استرس اتفاق می افتند مقابله کند.

● قدم بزنید

از پشت میز، صندلی در هر موقعیتی که هستید ، بلند شوید و ۱۰ دقیقه راه بروید. بسیاری از مردم این حس درونی را دارند که پیاده روی به آرامششان کمک می کند. امروزه دانشمندان در حال اثبات این موضوع هستند. در تحقیقاتی که در دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۰۲ انجام گرفته، محققان اشخاصی را که از بستگان بیمار خود نگهداری می کردند مورد توجه قرار دادند. (این موقعیت به گونه ای است که هرکدام از ما نیز در این شرایط با استرس مواجه می شویم.) در این مورد تحقیقات دانشمندان نشان داد، افرادی که ۴ بار در هفته پیاده روی می کنند استرس کمتری دارند و راحت تر می خوابند. همچنین آزمایشات نشان دادند که فشارخون این افراد در هنگام استرس ثابت باقی می ماند.

● نفس عمیق بکشید

برای پنج دقیقه، تنفس خود را آهسته تر کنید و در حدود۶ بار در دقیقه نفس بکشید. به عبارت دیگر، مدت ۵ ثانیه عمل دم، ۵ ثانیه عمل بازدم انجام دهید.

عموما تمایل داریم که تنفس تند و سطحی داشته باشیم، به خصوص هنگامی که احساس فشار می کنیم. چند نفس عمیق شما را مجبور می کند که شانه های خود را بکشید و ماهیچه های سفت را شل کنید. براساس یک تحقیق بین المللی در سال ۲۰۰۱، تنفس آرام مزایای غیرقابل پیش بینی دیگری نیز دارد.

● با آرامش برخیزید

درست قبل از ترک تختخواب و بلافاصله بعد از اینکه زنگ ساعت در صبح به صدا درآمد،۵ دقیقه برای آرام کردن بدنتان وقت صرف کنید. با منقبض کردن انگشتهای پا شروع کنید، سپس با اختیار خود آنها را شل کنید. بعد در مورد ماهیچه های کف پا و سپس عضله های ساق پا و ران پا و باسن همین کار را انجام دهید.

به طرف بالا این روش را ادامه دهید تا بالاخره با جمع کردن و سپس شل کردن عضله های صورت به آن خاتمه دهید. یک متخصص استرس می گوید: «اگر روز خود را با تنش آغاز کنید، موقعیت ها به گونه ای خواهد بود که تمام روز احساس تنش می کنید. اگر مشکلاتتان را باخود به رختخواب ببرید، احتمالا خواب شما را مختل می کند و این به معنای تنش بیشتر است. تحقیقات نشان می دهد، افرادی که از خواب محروم می شوند، میزان هورمونهای استرس در آنها افزایش پیدا می کند.» او همچنین می گوید: «هر روز خود را، با یک یا دو دقیقه آرامش بخشیدن به خود آغاز کنید و به پایان برسانید.»


گرداوری شده توسط  گروه  tehran-patogh.blogfa.com

تو نظر سنجی ما شرکت کنید

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:29  توسط Hamidreza  | 

سلسله های حکومتی تاریخ ایران

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 17:34  توسط Hamidreza  | 

مطالب قدیمی‌تر